حسین لرزاده  *** hossein lorzadeh

مشاهیر و چهره های ماندگار


جومونگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

حسین لرزاده

سه شنبه 5 اردیبهشت ماه سال 1385 ساعت 08:30 AM

 

 
معمارى از نسل ایرانى ها
رضا جلالى: پسر خان معمار باشى هم رفت. حسین لرزاده معمار صبح روز گذشته پس از یک قرن تلاش و زندگى در خانه اى که خود طراحش بود واقع در خیابان بهار شیراز در بیمارستان تهران کلینیک چشم از جهان فرو بست تا جامعه فرهنگى ایران در سکوتى دیگر شاهد از دست دادن یکى از نوابغ خود باشد. حسین لرزاده فرزند محمد لرزاده از معماران بنام دوره اتابکى به سال ۱۲۸۵ هجرى شمسى چشم به جهان گشود. حسین تحصیل را از مکتب میرزا حسن شروع کرد و تا سال هاى میانى عمر همیشه به تلاش وجهد در جهت کسب تجربه و دانش ادامه داد. او چندى نیز به دلیل علاقه بسیار در مدرسه کمال الملک به یادگیرى مجسمه سازى پرداخت. لرزاده خود مى گوید: «علاقه من به هنر به آنجا کشید که سر از شعبه مجسمه سازى مدرسه کمال الملک درآوردم. یعنى پدر را راضى کردم که بروم مدرسه کمال الملک و آموزش ببینم. اصلاً یک نوع دلواپسى داشتم. انگار هیچ چیز راضى ام نمى کرد. پنجه هایم انگار مى خواست چیزى مثل گل و خاک را بفشارد و به چیزى شکل بدهد که نمى دانستم چیست. شاید یک مجسمه و یا چیز دیگرى فقط نوعى جوشش در درونم احساس مى کردم.» حسین لرزاده علاوه بر طراحى ۸۴۲ مسجد در سراسر کشور ساخت. سر در بانک بازرگانى میدان توپخانه، سردر مدرسه دارالفنون، گنبد کاخ مرمر، کاخ اختصاصى رامسر و تعداد دیگر ابنیه را در کارنامه خود دارد. اما شاید یکى از بارز ترین جلوه هاى فعالیت او در عرصه معمارى، طراحى و ساخت آرامگاه فردوسى در توس است. این بنا در ابتدا با طرحى از گدار معمار فرنگى تا بالاى پلکان ها ساخته شد و سپس با توضیح منطقى لرزاده مبنى بر اینکه این بنا در پایان شبیه به هرم هاى مصرى خواهد شد، ذکاءالملک فروغى نخست وزیر وقت آن را مناسب یک بناى یادبود یک شاعر ایرانى ندانسته و ادامه بناى آن را به لرزاده مى سپارد و نتیجه آن مى شود که اکنون در توس پابرجاست. شاید بسیارى لرزاده را یک معمار سنتى صرف بدانند که تنها طراحى مسجد هایش شهرت دارد اما وى در ساخت این بناى یادبود نشان داده که یک معمار اصیل ایرانى است. معمارى در ایران پس از حمله اعراب تنها خاستگاهى بود که براى نقاشان و مجسمه سازان امکان بروز خلاقیت هایشان را مى داد. نقاش، نقش هایش را به طرح گل و بته و اسلیمى ها و گره بندى ها وارد کرد و مجسمه ساز، حجم هایش را به ستون و ساخت سقف ها افزود تا از خاطره ها حذف نشوند. از این رو معمارى یکى از آن هنر هایى است که در ایران ریشه اى ماندگار و همیشگى دارد و لرزاده از آن دست معمارانى است که با تکیه بر دانش معمارى پیش از خود رو به جهان مدرن معمارى دارد. هرچند این روز ها دیگر یاد و خاطره اى از معمارانى چون او با هویت اینجایى و شکیل در شهر نیست. شاید بد نباشد که معماران امروزى به اصطلاح مدرن ما در ایران نگاهى داشته باشند به داستان برخورد لرزاده با مهندس فورد و سقفى که توسط فورد براى مجلس ملى محروقه ساخته شده بود. این سقف در حال ریزش بوده و لرزاده عهد مى بندد که بدون خراب کردن سقف آن را تعمیر کند. یاد و خاطره اش گرامى باد.
* بخشى از این مطلب برگرفته از اطلاعات شماره ششم مجله هنر هاى زیبا است و با تشکر از مهندس حسین مفید.

برگرفته از:

http://www.sharghnewspaper.com/830625/end.htm

 

 

 

درباره استاد حسین لرزاده، افتخار معماری ایران
دستان ماست که قطع می شوند!
اشاره: در ماههای آخر سال ??، سیدمحمد خاتمی رئیس جمهوری طی مراسمی از چهار تن از پیشکسوتان و نام آوران کشور در عرصه علم، ادب و هنر تجلیل کرد. در این مراسم، حسین لرزاده معمار و هنرمند شهیر معاصر ایران یکی از کسانی بود که لوح سپاس و جایزه را دریافت کرد و از وی قدردانی به عمل آمد.
 

استاد حسین لرزاده به دلیل کهولت سن قادر به انجام بحث و گفت وگو نبودند، دو تن از شاگردان ایشان یعنی آقای حسین مفید و خانم مهناز رئیس زاده و البته خانواده محترم استاد در تهیه این مطلب، مساعدت و همکاری صمیمانه ای با ما داشتند که در همین جا سپاس و تشکر خود را ازآنان اعلام کنیم.
گروه فرهنگی هنری
نگاهی کوتاه به زندگینامه استاد لرزاده
استاد حسین لرزاده در سال ???? در تهران متولد شد. در سن هفت تا هشت سالگی بود که حدود شش ماه به مکتبخانه «میرزا حسن» در نزدیکی چهارراه حاج رضا خیابان بلورسازی رفت و سپس او را به مدرسه ای در کوچه پشت گذر مهدیخان فرستادند. سالهای آخر دبستان برای استاد مفهومی نداشت، چرا که درسالهای قبل، هندسه و حساب و رسم فنی و نقاشی را در کلاسهای بالاتر و سطحی عالی تر طی کرده بود. پس از دوران ابتدایی، چند سالی به دبیرستان سلطانی واقع در پل امیربهادر فرستاده شد. از آنجا که این مدرسه، رشته فنی مورد علاقه اش را نداشت، مدرسه را ترک و به شعبه مجسمه سازی مدرسه «کمال الملک» فرستاده شد. پس از یکسال و نیم که قالبگیری و قالبسازی آموخت، به دلیل شبهه حرمت این شغل، او را نزد مرحوم «سیدمحمد تقی نقاش باشی» که کار تابلوسازی می کرد، فرستادند. استاد خود می گوید: «مایل به ادامه تحصیل در مدرسه کمال الملک بودم، اما به هر صورت به دفتر کار نقاش باشی در خیابان ناصریه روانه شدم» اما از طرف دیگر، پدرش او را به کارهای فنی و رشته های معماری نیز وا می داشت و در جلسات شبانه که معماران برای آموختن رموز معماری در خانه ایشان جمع بودند، لرزاده را نیز در کار آنها شرکت می داد. استاد جوان نیز با استعداد و قریحه خود، نمونه ها را با گچ و مقوا اسکلت (اصطلاحی که قبلا به آن ماکت سازی می گفتند) می کرد و به طور عملی معماری را فرا می گرفت.
پس از مرگ پدر در سال ????، به دعوت استاد «جعفرخان کاشانی» که مشغول ساختن عمارت سنگی تپه علیخان در سعدآباد بود به آنجا رفت و مشغول به کار نقاشی در یکی از اتاق های این عمارت شد. نخستین کار مستقل استاد را می توان سر در بانک شاهی (بانک تجارت فعلی) واقع در میدان توپخانه تهران دانست.
استاد لرزاده در طول عمر هنری نزدیک به یک قرن خود، مساجد متعددی را طراحی و اجرا کرده که در رأس آن مسجداعظم قم به دعوت مستقیم آیت الله بروجردی از وی است. همچنین بنابه مأموریتی که آیت الله بروجردی به وی محول کرد، مأمور تعمیر و پاره ای تغییرات در حرم مطهر حضرت سیدالشهدا در کربلا شد که طی حکمی از طرف آیت الله شهرستانی تولیت وقت آن حرم مطهر در عراق به عنوان افتخارآمیز «معمار آستانه مقدسه حضرت اباعبدالله الحسین(ع)» نایل گردید.
استاد حسین لرزاده تعداد ??? مسجد را طرح و بعضا اجرا و یا نظارت کرده است. همچنین برخی از احکام، جوایز و نشانهای دریافتی توسط استاد لرزاده شامل مدال فردوسی در سال ???? به خاطر طراحی و ساخت ساختمان مقبره حکیم توس، مدال و نشان علمی در سال ???? به دلیل لیاقت حسین لرزاده(معمار)، دریافت درجه کارشناس آستانه مقدس حسینی(کربلا) در رمضان ???? قمری به خاطر تعمیرآستانه مقدسه اباعبدالله الحسین مخصوصا تجدید بنای ایوان بزرگ و...
همچنین استاد صاحب تألیفاتی نیز هستند، از جمله: «احیای هنرهای از یاد رفته» در دو مجلد که شامل آموزش اصول اربعه معماری سنتی با روشی بسیار سهل و ممتنع است، «نغمه لرزاده» شامل اشعار، «خاطرات»، «صدامیه» مجموعه اشعار استاد در زمان جنگ و انقلاب حدود ?? تابلو و لوح از گره های بنایی بدیع و یگانه و همینطور مقرنس و رسمی و سرقلم های گوناگون طراحی و رنگ آمیزی کرده است که به صورت تابلو، زینت بخش اتاق و منزل اوست.
مروری مختصر بر شیوه های کار استاد
به گفته شاگردان استادلرزاده، چنانچه کارهای معماری وی را در یک منظر کلی بررسی کنیم، بزرگترین ویژگی شان سهل و ممتنع بودن آنهاست. هیچیک از آثار استاد؛ شگفتی آفرین نیست و هیچ انگشتی از مشاهده آثار ایشان به دندان گزیده نمی شود، بلکه به آرامی آنچنان با جان آدمی عجین است و به دل می نشیند که اصلا دیده نمی شود؛ اما با مخاطبان، بده بستان دارد. در واقع این بزرگترین و معمول ترین شیوه کار اوست که آثارش با انسان صمیمی است و نگاهی از بالا، تحقیرآمیز و از سر لطف به آدمی نمی کند؛ آنگونه که این روزها و در این ایام به غایت شیوع یافته است. آثار استاد لرزاده با مخاطب خودمانی است، بی آن که در این رهگذر باجی به مخاطب دهد و عوام فریبی کند. این ویژگی، تنها با ارتباط با کلیت آثارش و توجه و تحلیل رخ می نمایاند وگرنه، آنقدر صمیمیت در آنها وجود دارد که اصلا دیده نشود. استاد تقریبا بر همه عوامل معماری ایران مسلط است. در مقاله اعجاز و ایجاز رنگ در معماری مسجد ایرانی که توسط مهناز رئیس زاده شاگردش به دومین کنگره مساجد در کاشان ارائه شد، مقایسه و تحلیلی بر دو کار استاد نخست، مسجد گیتی (سجاد) واقع در خیابان جمهوری نبش فخررازی و شبستان مسجد سپهسالار واقع در میدان بهارستان انجام گرفته که با دقت بر روی کارهای وی، راه گشاست. استاد در مسجد گیتی از رنگ بر روی نقوش گره استفاده ای به کمال کرده و آن قدر به ظرایف و دقایق نقوش و رنگ آمیزی آن و نیز نورپردازی و ارتباط آنها در حجم و جهت دادن نقوش به سمت قبله پرداخته است که شاید بتوان ادعا کرد کار را در این مسجد کوچک به کمال رسانده و از عناصر کلیشه ای در این باب همچون مناره و گلدسته و حتی گنبد پرهیز کرده است. در حالی که این پرهیز هیچگاه به چشم نمی آید و چنین ویژگی ای در استاد منحصر بفرد است.
حال آن که در شبستان سپهسالار که با فاصله ای ?? ساله نسبت به مسجد سجاد ساخته شده، اصولا مقوله رنگ نقشی ندارد . استاد این بار سایه روشن و ترام را با همان ویژگی ها و در خدمت حجم و پرسپکتیو و نیز در جهت قبله سامان می دهد.
کاسه سازی یا «شمسه زیاد» در آثار لرزاده
کاسه سازی یا شمسه زیاد قبل از استاد لرزاده بسیار کار شده و به هیچوجه ابداع او نیست، کمااینکه هفت کاسه ورودی شرقی مجموعه سپهسالار کار مرحوم استاد جعفرخان کاشانی هنوز از نفایس هنر معماری است اما این هنر به وسیله استاد لرزاده به اوج رسید، تا آنجا که می توان کاسه سازی یا شمسه زیاد را امضای استاد لرزاده بر آثارشان دانست. در مساجد امام حسین(ع)، انبار گندم، مساجد تخریب شده سنگی، سلمان، عمار، فخریه، سجاد و سپهسالار همه جا، این یادگار ارزنده استاد، هنوز پابرجا هستند. حتی استاد برروی پخی باریکی که در پیش ورودی گنبدخانه سپهسالار است، یک نه کاسه مادر و بچه ظریف طراحی و اجرا کرده تا این هنر را به کمال رسانده باشد.
 

آثار یادبودی لرزاده
ویژگی دیگر در کار استاد لرزاده، اگر بی سابقه نباشد، کم سابقه است. به عنوان مثال سردر دارالفنون که طرح و عمل وی است، آن چنان با ساختمان اصلی پیوند زده شده که اصلا تصور دارالفنون بدون این سردر، بعید می نماید. یا سر در بانک شاهی میدان توپخانه که یک چهار کاسه را در درون خود جای داده و به عنوان ورودی حتی در مقایسه با آنچه که امروزه در چنین مواقعی به کار می برند، نقشی بی بدیل و در عین حال غیرمتظاهرانه و ناگسستنی با خود بنای اصلی دارد.
از بزرگترین و شاخص ترین بنای یادبودی که استاد هم در طراحی و هم در ساخت آن نقش نخست را ایفا کرده، می توان به مقبره فردوسی اشاره کرد. این مقبره نخست توسط مرحوم آندره گدار پایه ریزی شده و تا پله دوم نیز اجرا گردیده بود؛ اما طرحی که برایش در نظر گرفته شده بود، هرمی چون اهرام مصر بوده است. این طرح مورد قبول ذکاءالملک فروغی رئیس انجمن آثار ملی، قرار نمی گیرد و قرار می شود که معماری ایرانی با طرحی باستانی آن را تکمیل کند. به این ترتیب طرح آندره گدار به کشورش بازگردانده می شود. استاد لرزاده مأمور طراحی و ساخت مقبره حکیم فردوسی می شود و طی دو سال طرح را اجرا و به اتمام می رساند. از آنجا که فردوسی شاعری شیعه مذهب است، استاد در سردابه مقبره یک چهار کاسه به نشانه ارکان اربعه شیعه برروی سنگ بنا می کند و سپس از طریق سوسن ها، کناری به حجرات دیگر زیربنای یادبود مرتبط می سازد.
استادان و همکاران لرزاده
از جمله استاد کارانی که از نظر اجرایی با استاد همکاری داشته اند، می توان به مرحوم حاج محمد معمار کاشانی و حاج محمد شعر باف، حاج حسن خواتین شیرازی و حاج حسین شکل آبادی اشاره کرد. در مسجد سپهسالار هنرمندان دیگری نیز بوده اند که نام آنها در لوحه جنب محراب گچ بری شده، آمده است. به عنوان مثال، کاشیکاری سر در جلوخان، کار اسدالله عموحسین و معرق کار حسین برهانی است. قسمت زنانه مسجدلرزاده و سردر، با کمک حاج حسن انگشت باف به انجام رسیده است.
در مقبره فردوسی نیز با هنرمندانی چون مرحوم عمادالکتاب، عباس و غلامعلی دهشیری و حسین حجار باشی همکاری داشته است. از همکاران استاد لرزاده در گنبد کاخ مرمر می توان از احمدخاک نگار مقدم و طاهرزاده بهزاد نام برد.
استاد لرزاده در مجلس ترحیم مرحوم استاد محمدکاشی گفته است: «اینها دستهای ما و انگشتانمان هستند که یکی یکی قطع می شوند.»
آثار حسین لرزاده هرکدام به جهتی از دیگر کارهای وی شاخص و متمایزند. اما خود می گوید: «در هیچ بنایی همچون کاخ مرمر همه استادان جمع نبوده اند». در واقع این کاخ، جامع کلیه هنرمندان زمان خود بوده است.
کتاب «ماجرای معماری سنتی ایران از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی» به روایت استاد حسین لرزاده قرار است به زودی توسط حسین مفید و مهناز رئیس زاده انتشار یابد. این کتاب شامل گفته های جمع آوری شده استاد لرزاده به وسیله نویسندگان آن است که به معرفی استادکاران و همکاران حسین لرزاده طی سالهای اخیر می پردازد.
برگرفته از: